حدیث عشق..........
فكر مي کني چشات چيه ؟ دو تا بلاي معمولي شاهزاده گلها اهاي گل هاي الماس منم غريب و تنهام در اين دنياي بي عشق منم رسواي تنها اهاي ماه شبونه زمزمه هام مثل خودم غريب و تنها ست در اين درياي ابي تو هم غريب و تنها ما همه پشت پرده و حصاريم كاش كه اين پرده بيفتد حالا اما تو اي ماه شبونه من بيا كه ان خداي عالم را بخواهيم امشب هيچ كسي به جز خدا ياور اين دلها نيست پس بيا با هم باشيم امشب و ما ناله كنيم صداي ان حكيم زنيم كاش به درد دل ما گوش دهد در اين شب ظلمتي راه را به ما نشون دهد ترا به جرم نگاه زيبايت در زندان قلبم محکوم به حبس ابد مي کنم ، مگر اينکه در دادگاه عشق در حضور عاشقان اعتراف کني که دوستم داري باخودم عهد بستم بارديگرکه تورا ديدم،بگويم ازتودلگيرم ولي بازتورا ديدم و گفتم: بي توميميرم بزار بفهمم خوشبختي خنديدن واقعي يعني چي؟ من خسته ام خسته از اين همه خنده هاي ظاهري خسته از اينكه همه رو بخندونم اما خودم هيچ ... امروز دلم خيلي گرفته انقدر كه فكر كنم صدامو خدا تو عرش شنيد اما نمي دونم جواب منو مي ده يا نه...اه خدايا !خدايا به من تنها نظري كن..... بعدها مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نور در زمستانی غبار آلود و دور یا خزانی خالی از فریاد و شور مرگ من روزی فرا خواهد رسید روزی از این تلخ و شیرین روزها روز پوچی همچو روزان دگر سایه ای امروز ها دیروزها و دیدگانم همچو دالانهای تار گونه هایم مرمر های سرد ناگهانی خوابی مرا خواهد ربود من تهی خواهم شد از فریاد و درد می خزند آرام روی دفترم دستهایم فارغ از افسون شعر یاد میارم که در دستان من روزگاری شعله میزد خون شعر خاک می خواند مرا هر دم به خویش میرسند از ره که در خاکم نهند آه شاید عاشقانم نیمه شب گل به روی گور غمناکم نهند بعد من ناگه یک سو میروند پرده های تیره دنیای من چشم های ناشناسی می خزند روی کاغذ ها و دفتر های من در اتاق کوچکم پا می نهند بعد من با یاد من بیگانه ای در برم ایینه ای می ماند به جای تار مویی نقش دستی شانه ای می رمم از خویش و می مانم ز خویش هرچه بر جای مانده ویران می شود روح من چون بادبان قایقی در افقها دور و پنهان می شود می شتابند از پی هم بی شکیب روز ها و هفته ها و ماه ها چشم تو در انتظار نامه ای خیره میماند به چشم راه ها لیک دیگر پیکر سرد مرا می فشارد خاک دامنگیر خاک بی تو دور از ضربه های قلب تو قلب من می پوسد آنجا زیر خاک بعدها نام مرا باران و باد نرم می شویند از رخسار سنگ گور من گمنام می ماند به راه فارغ از افسانه های نام ننگ شفا الهی که شفا پیدا کنی تو واسه دردات دوا پیدا کنی تو تو این دنیا که بی وفایی رسمه رفیق با وفا پیدا کنی عمرا تموم دنیا رو بگردی مثل من عاشقی پیدا کنی تو نرو افسانه ی من نا تمومه بدون اگه بری ،کارم تمومه بهت گفتم بیا دنیای من باش کنارت حتی مردن آرزومه شنیدم تو دلت انگار می گفتی که عاشقی کجاست؟وفا کدومه می خوام به سردی شبهام بخندم می خوام به پوچیه فردام بخندم وقتی می بینمت با دیگرونی تو اوج گریه هام می خوام بخندم می خوام داد بزنم تنهایم تنهام می خوام وقتی می گم تنهام،بخندم منم تو شهر غم زندونی تو غم و غصه دل ارزونیه تو نگو دوست دارم به یه غریبه می شه اون مثل من زندونی تو رسیده اون شبی که تو می خواستی چه بد آخر مهمونی تو
با يك بغل اقاقي كنار دلم منتظر مانده ام!به يك اميد! فقط آمدنت... با يك دنيا عشق كنار همه محبت هايم منتظرت هستم! با كوله باري از اشك كنار كوهي از غم هايم ايستاده ام! با جرمي به نام عشق دلم را تنها گذاشته اند! برگرد! به خاطر عشق به خاطر... بيا! فقط بيا! مرهم مراد من بود كعبه تو رو به من داد در اين خانه ندانم به چه سودا زد و رفت تعنه اي بر در اين خانه تنها زد و رفت . . .
![]()
چه جوريه مگه صدات ؟ يه جور صداي معمولي![]()
فكر مي کني تو چي داري که امثال من ندارن ؟![]()
فقط يه جور ناز و ادا و عشوه هاي معمولي![]()
وقتي ازت حرف مي زنم ديگه نمي لرزه تنم![]()
تو هم يكي مثل همه ، تو آدماي معمولي![]()
اما نه طفلكي اونا ، از خيلي هاشون بدتري![]()
يه عاشق دمدمي و ، يه بي وفاي معمولي![]()
اون قديما يادم مياد گفته بودم موهات طلاست![]()
نمي شيه زيرش بزنم ، يه جور طلاي معمولي![]()
بيا فقط يه بار ، فقط يه بار کلاتو قاضي کن![]()
منم مث اونا بودم ؟ اون عاشقاي معمولي ؟![]()
هر چي بودم دلت رو زد شعرا و عاشقونه هام![]()
رفتي سراغ کسي با مو و چشاي معمولي![]()
من نمي گم آدم بايد عاشق چشم و ابرو شه![]()
درديه که خوب نمي شه با يه دواي معمولي![]()
کاش ولي لايقت باشه اونكه شبات مال اونه![]()
فقط مي خوام دعا کنم يه جور دعاي معمولي![]()
تو که شبات روز شدن و روزمو رنگ شب زدي![]()
کاش لااقل بچه بودم با اون شباي معمولي![]()
کاش جاي موندن توي عشق ، تو مشق شب مونده بودم![]()
تو مشكل سفيدي اون کاغذاي معمولي![]()
ما بدجوري بهم زديم حسرت به دل موندم هنوز![]()
بيرون بريم با هم يه روز ، حتي يه جاي معمولي![]()
راستش مي خواستم اولاش نقشي واست بازيكنم![]()
نقش يه دختر خوش بي اعتناي معمولي![]()
ديدي نقاب من چه زود ، افتادو من همون شدم ؟![]()
بازم همون دخترك بي ادعاي معمولي![]()
راستي مي گم شعراي اون از مال من قشنگتره ؟![]()
چي داره که من ندارم ، يه جور اداي معمولي![]()
فكر مي کنم که راه به راه ، بهت مي گه دوست داره![]()
منو شكست نكردن ، همين کاراي معمولي![]()
خوب مي دونم من تو دلم برات مي مردم وليكن![]()
زياد واست جالب نبود اين گفتناي معمولي![]()
چه فايده هر چيزي که بود تموم شد و ديگه گذشت![]()
اينم يه نامه کمتر از نوشته هاي معمولي![]()
نمي دونم تو مي خونيش يا که نگاش نمي کني![]()
به خاطر تازگي ، اون وعده هاي معمولي![]()
همونا که اول مي دن ، به جز تو هيچكس به خدا![]()
يه حرف ساده ي دروغ ، يه بخداي معمولي![]()
اگه که خونديشم بگو ، اين مال يه غريبه بود![]()
يه لطف اگه داري بگو ، يه آشناي معمولي![]()
اما گه ديدي که نه زيادي اذيت مي کنه![]()
بيا سراغ دختري با روياهاي معمولي![]()
منم مي بخشمت آخه چاره اي جز اين ندارم![]()
مث هميشه قهرا و باز آشتياي معمولي![]()
اگه نخواستي نامه رو ، تو رو خدا پس نفرست![]()
رو عادت هميشگيت ، با اون يه تاي معمولي![]()
خواستم يه جور سادگيمو فقط بهت نشون بدم![]()
نامه تميزه ولي با ، مداد سياي معمولي![]()
من خيليم بد نبودم ، سعي مي کنم بد نباشم![]()
خب بعضي وقتا بد مي شم ، از اون بداي معمولي![]()
ديگه مزاحم نمي شم تو کاري با من نداري ؟![]()
تكيه کلام خودته ، اين جمله هاي معمولي![]()
فقط يه چيزي دوس دارم به يه سوال جواب بدي![]()
غير از تموم پرسشا و ، سوالاي معمولي![]()
پشت چراغ چشم تو گل بفروشم تو مي خري ؟![]()
بهم نگاه کن به چش يه جور گداي معمولي![]()
![]()





یک سال گذشت

یک سال دیگر...

پر از خاطره ی با هم بودنمون

و لحظه های عشق کردنمون 

زندگی پر از عشق و امید

از همین تکرار توست 

که حالا این جای قصه ایستاده ایم

یادت که هست نازنینم

زیر همین گنبد کبود بود که قصه یمان را شروع کردیم

و حالا به این می اندیشم که اگر نیامده بودی

در کدامین قصه پرسه می زدم

می خواهم در این مکان بالیدنت را جشن بگیرم

تا سال های دور

هر سال که می بینم تکرار شدنت را

بیشتر به خود می بالم

مغرور تو را داشتن

تو تکرار می شوی 

من مغرور تر

تو تکرار می شوی

من عاشق تر 




![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
با قامتي شكسته از كوله بار غربت
رفتم براي گريه رفتم براي فرياد![]()
آنکه مست آمد و دستي به دل ما زد و رفت ،![]()
خواست تنهايي ما را به رخ ما بکشد،![]()



شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم
خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم
خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم
در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد
چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟
خداحافظ ، تو ای همپای شب های غزل خوانی
خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی
خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم
خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !!!![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |







